گفتگوی علمی بروج با جناب آقای اکبر بیرامی

گفتگوی علمی بروج با جناب آقای اکبر بیرامی

گفتگوی علمی

در محضر جناب آقای اکبر بیرامی؛ نویسنده و منتقد جریان احمدالحسن البصری هستیم تا گفتگویی پیرامون اشکالات علمی احمدالحسن داشته باشیم.

بروج: با سلام؛ با توجه به اینکه یکی از اشکالات مهم بر احمد اسماعیل مدعی مهدویت، خطاهای فراوان در گفتار و نوشتار است، اصل این اشکال و جزئیات مربوط به اشکالات را مطرح فرمائید.

همانطور که اشاره نمودید یکی از ده ها اشکالی که شیعیان اهل بیت به مدعی نوظهور مهدویت یعنی احمد اسماعیل گرفته اند، خطاهای فراوان در گفتار و نوشتار اوست. بطوری که هرکسی که تحصیلات ابتدائی و متوسطه را گذرانده باشد از اینچنین خطایایی بریء است و حال این مدعیِ عجیب و غریب که یقین دارم اگر از خود او بپرسند همه ادعاهایی که در طول چندین سال مطرح نموده را یک جا و بی وقفه تکرار نماید، عاجز از این کار است، با آنهمه ادعا و سر و صدا بقدر یک کودک محصّل نیز از علم گفتار و نوشتار بهرمند نگردیده و این امر احتمالاً ناشی از مخبولی و کند ذهنی اوست.

حال این مدعیِ هزار ادعا وقتی نتواند همانند یک انسان تحصیل کرده ی عادی حرف بزند، بطوری که در مقایسه بین احمد اسماعیل مدعی مهدویت و یک دانشجوی عادی، فنّ کلام و بیان و کتابت، آن دانشجو بر این مدعی افضلیت داشته باشد، می توان به ماهیت و قیمت مقاماتی که ادعا نموده و ایضا سطح هوش و علم و فهم اتباعش پی برد.!

بروج: آیا اصل «غلط گویی و غلط نویسی» توسط این مدعی مهدویت، قبلتر نیز در بین مدعیان شایع بوده؟

بله! طبیعتاً وقتی یک فردی با علم و دانش اَلکن مدعی مقاماتی شود که جز اولیاء و منصوبین از جانب الله، عهده دارش نیستند، مجبور است سخنانی را در حیطه معرفتی بالا مطرح کند تا نسبت به سایرین امتیازاتی داشته باشد! لکن همینجاست که بقول معروف دم خروس بیرون می زند و کُند زبانی و غلط پرانی این مدعیان گُل می کند.!

پس از جمله اولین افرادی که مدعی وصایت و جانشینی امام حسن عسکری گردید، جعفر بن علی الهادی معروف به جعفر کذاب است.! وی کسی بود که برای دفاع از وصایت و وراثتش از امام حسن عسکری و در ابطال امامت و ولادت حضرت امام زمان، کتابی نوشت که این کتاب بعد از اشاعه و انتشار، به دست احمد بن اسحاق، صحابی با وفای امام عسکری و فرزند عزیزش امام زمان ما سواه فداه افتاد و طی آن احمد بن اسحاق نامه ای به امام زمان نوشته و این کتاب را نیز ضمیمه نامه اش کرد؛ پس بعد از مدتی حضرت صاحب الزمان روحی فداه جواب اسحاق را اینچنین داد:

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

أتانی کتابک أبقاک الله والکتاب الذی أنفذت درجه وأحاطت معرفتی بجمیع ما تضمنه على اختلاف ألفاظه وتکرر الخطإ فیه ولو تدبرته لوقفت على بعض ما وقفت علیه منه ( وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ* ) حمدا لا شریک له على إحسانه إلینا وفضله علینا

بسم الله الرحمن الرحیم؛ خدا تو را حفظ نماید! کتابت به دستم رسید و ایضا این کتاب که پیوست کرده ای؛ و معرفت و شناخت من نسبت به همه آنچه در این کتاب است از جمله اختلاف الفاظش و خطاهای فراوان در آن احاطه دارد و اگر خودت هم در این کتاب تدبّر می نمودی، بعضی از آنچیزهایی که من بدان واقفم را می یافتی و خداوند که پروردگار عالمیان است را شکر؛ حمد برای خداوندی است که در احسان و فضلش بر ما شریک ندارد.

الاحتجاج-شیخ احمد طبرسی-ص۴۶۸(تک جلدی).

دیده می شود که حضرت امام زمان قبل از آنی که در علوم و فتاوی و ادله و شبهات جعفر کذّاب دقت نموده و ردودش را در ابتدا متوجه این امور کند، غلط نویسی ها و خطاهای فراوان جعفر کذاب در استعمال الفاظ برای جمله بندی را واضحترین دلیل بر بطلان مدعی و ادعایش قرار می دهد.!

ایضا از جمله مدعیان دروغین نیابت و مهدویت که غلطهای لغوی فراوان در گفتار و نوشتار دارد علی محمد باب بنیان گذار فرقه بابیه است؛ کسی که عربی سخن گفتنش نُقل محافل بهائیت پژوهان است بطوری که عمدتاً برای رفع خستگی و من باب مزاح هر از چندی مطالب عربی علی محمد باب را خوانده و تفریح می کنند.! پس از جمله شاهکارهای او این است که در کتاب البیان عربی می نویسد:

ثم العاشر اذا استطعتم کل آثار النقطه تملکون و لو کان چاپا

بعد، دهم! اگر توانستید همه آثار نقطه را مالک شوید، ولو چاپ شده باشد.!!

یعنی او از آن بابت که معادل لفظ عربی: «چاپ» را نمی دانسته و بجای آنکه بنویسد: ولو کانت مطبوعهً، نوشته ولو کان چاپاً!! و بدین سبب که نمی دانسته چاپ در عربی چه می شود، همان را در جمله اش آورده و بدین سبب که  «کان» از ادات نصب است، کلمه «چاپ» را منصوب کرده و برایش تنوین هم گذاشته است.!! «کانا چاپاً»! سبحان الله!

پس بی سوادی و غلط گویی و غلط نویسی مرض شایع مدعیان دروغین وصایت و نیابت و مهدویت است.! از جمله همین مدعی کنونی یعنی احمد اسماعیل بصری.

بروج: برای اثبات این ادعا که احمد اسماعیل نیز دارای خطاها و سهو های فراوان است، دلایلی دارید؟

بله! طبیعتاً نمی شود بی دلیل، ادعایی نمود(اگرچه احمد بصری متخصص ادعاهای بلا دلیل است!). پس بعنوان مثال و برای بررسی و تحقق ادعا، تعدادی از غلط نویسی های وی را آنهم فقط از خطاباتش(جدای از سخنرانی های فراوان در روم های پالتاک و کتبی که به نام او منتشر کرده اند) مطرح می نمایم.

بعنوان مثال در خطبه اظهار قبر حضرت زهرا علیها السلام، می نویسد: «وجمیع المسلمین مجمعین على أن قبر فاطمه مغیب!» پس جدای از کذب بودن اصل ادعا، بایستی «مجمعین» را «مجمعون» ذکر می نمود چرا که صیغه فاعل است و باید مرفوع باشد ونه منصوب!!

وی در خطبه تفجیر بیوت الله الأضرحه المقدسه فی سامراء می نویسد: «التی أذن الله بهدمها إنشاء الله ، ولن تبقى لها باقیه على هذه الأرض قریباً إنشاء الله» .! بجای «ان شاء الله»، لفظ غلط و حرام «انشاء الله» نوشته؛ آنهم دو بار.! حال آنکه هر اهل علمی که عارف بر معانی لغات باشد، می داند که «ان شاء الله» بمعنی «اگر خداوند بخواهد» است و «انشاء الله» بمعنی «پدید آمدن خداوند» که کلمه کفر است.!! همانطور که در قرآن است: إِنَّا أَنشأْنَهُنَّ إِنشاءً (واقعه-۳۵).

نیز در همین خطبه که به مناسبت انفجار حرم و بارگاه مقدس امامین عسکریین ایراد شده، می نویسد: «وذلک بعد هدمهم الإمامین علی الهادی والحسن العسکری»! حال آنکه باید بنویسد: «هدم قبر الإمامین» یعنی منهدم نمودن قبر دو امام، و نه «هدم الإمامین» یعنی منهدم نمودن دو امام.!!

در خطبه مسائل الشرعیه فی الحج می نویسد: ینبغی لمن یرید الحج ابتداء أن یعرف عله الحج وهی أن یعرض ولایته على ولی الله وخلیفه الله فی أرضه و«یبرأ من الجبت والطاغوت وکل عدو لله ولولی الله وخلیفه الله فی أرضه وحجته على العباد» .

«واو» در این بیان «واو عطف» است و این یعنی لفظ برائت بر دو مورد اشارت دارد: اولاً «عدو لله و لولی الله»؛ دوماً «خلیفه الله فی ارضه»!! یعنی  احمد اسماعیل بصری دستور می دهد همانطور که باید از دشمنان خدا و دشمنان ولی خدا برائت بجوییم باید از خلیفه الله هم برائت جست.!! و این ظاهراً نشأت گرفته از جهل او بر نوشتار الفاظ است و بایستی می نوشت: لخلیفه الله و نه خلیفه الله!!

در همین خطبه می نویسد: «فلا یجتمع الناس على الأحجار بل على الجوهر التی انشقت عنها تلک الأحجار الکریمه وهو علی وال محمد وعلی الحجج (ع).»!!

دقت بکنید به نوشته این مدعی مدهوش! «و هو علی و آل محمد و علی الحجج!!!» و او علی است و آل محمد است و علیِ حجت هاست.!! اصلا این جمله معنی ندارد و گویی که نویسنده این الفاظ را بعد از استعمال مواد افیونی و در حالت بَنگی و نشئه گی نوشته است.!!

و در همین خطبه در باب تحریم امور بر مُحرِم می نویسد: ۲٫ النساء : (أی الزوجه) وطیأ وتقبیلا ولمساً بشهوه.! بنی بشری از عرب لفظ «وطیأ» را ندیده است و این نیز از اختراعات احمد اسماعیل است.! درست این است که بنویسد: «وطئ» و نه وطیأ!!

و در همین خطبه می گوید: «ویوم الثانی عشر یرمی کل یوم جمره بسبع أحجار» حال آنکه «الجمره» خود بمعنی سنگ است؛ الجمار هی الحجاره الصغار.! و این مدعی جاهل نمی داند که الجمره خود بمعنی سنگ است و بهمین دلیل می نویسد برای سنگ روزانه باید هفت سنگ پرتاب نمود.!! حال آنکه باید بگوید یرمى جمره العقبه بسبع (تذکره الفقهاء-ج۱-ص۳۹۳).

همو در بیان عاشورای محرم ۲۹ قمری می نویسد: «جئت لأشهد للحق ولأصلح ما افسد الظالمون من دین الله سبحانه وتعالى رفعت القلم والکلمه الحکیمه وفصل الخطاب» حال آنکه کودکان عرب زبان نیز می دانند که «القلم»، مفرد مذکر است و باید بنویسد: «رفع القلم»؛ لکن این مدعی لاعلاج همین قدر نیز سواد و ادراک ندارد.!

همو در بیان الفئات می نویسد: والى کل منصف وباحث عن الحقیقه . والى الذین لا یکذبون بما لم یحیطوا بعلمه…!!

ناهنجاری و ناپسندی جملهف ناگفته هویداست.!  خصوصا که در همین جمله در هم و برهم، الذین جمع است و هاء متصله در «بعلمه» به «الذین» اشارت دارد و باید بشود«بعلمهم».!

همو در مقدمه کتاب الإفحام لمکذب رسول الإمام می نویسد: «کان اتباع أهل البیت (ع) یحتجون على الناس بالقرآن والروایات والرؤیات» حال آنکه الرؤیات جمع غلط است و جمع صحیح رؤیا، «رؤی» می باشد.! باز در همین خطبه احمد اسماعیل می نویسد: « ومئات بل آلاف الرؤیات بالمعصومین (ع) عند أناس » باز جمع غلط رویا به «رؤیات» و باز هم جهلِ مدعی.!! و جالب تر اینکه در خطابات دیگر از این غلط خود برگشته و جمع صحیح رؤیا را استعمال می کند.!! سبحان الله!

در همین خطبه می نویسد: «فنبی الله ذو الرس لم یصدقه ولا واحد من أهل زمانه» حال آنکه «لم یصدقه و لا واحد من اهل زمانه» اساسا معنی ندارد: «و او را تصدیق نکرده است و نه یک نفر از اهل زمانش»!!! حال آنکه اگر قدری سواد و عقل خدادادی داشت، بایستی می نوشت: «لم یصدقه احد من اهل زمانه» اَحدی از اهل زمانش او را تصدیق ننمود.!

همو در خطاب به حوزات علمیه می نویسد: « ألم تأتی نرجس أم الإمام المهدی (ع) إلى الإمام الحسن العسکری بسبب رؤیا رایتها » حال آنکه باید بنویسد: رأتها و نه رأیتها!! رأتها یعنی آن زن دید؛ ولی رأیتَها یعنی تو دیدی.!! حال آنکه این جاهل فرق بین این دو را نمی داند.!

و در همین خطبه می نویسد: «وواجه الحسین (ع) فی کربلاء إبلیس (لع) عدو بنی آدم القدیم ، الذی توعد أن یظلهم» حال آنکه باید بنویسد: «یضلّهم» و نه یظلهم!! و این مدعی تازه از تخم در آمده فرق بین ظ و ض و فرق بین یظلهم و یضلهم را نمی داند.! چرا که در معنی او جدای از اصل غلط استعمال نمودنش، بایستی اینچنین ترجمه نمود: «حسین در کربلا با ابلیس مواجه شد که دشمن بنی آدم از قدیم بوده و تهدید کرده که آنها را زیر سایه ببرد!!!» حال آنکه درستش این است که بنویسد یضلهم یعنی ایشان را گمراه کند.!

و در همین خطبه می نویسد: «ان یکثر من ذکر الله ، واعلم انک مهما أکثرت لن تعدُ الغافلین» حال آنکه باید بنویسد: «من الغافلین»!

و در همین خطبه می نویسد: «أتیتکم باسم الإمام المهدی (ع) . ولم اطلب مشیئتی بل مشیئت الذی ارسلنی» حال آنکه مشیئه دارای تاء مربوطه است یعنی ه و نه تاء مفتوحه یعنی ت.! و این نیز از جمله علومی است که کودکان عرب زبان در سطح ابتدائی از مدارس یاد می گیرند و لکن مدعی هزار ادعای ما هنوز بقدر کودکان محصّل، فرهیخته و دانشمند نیست.!!

همین مختصر از سیل غلط ها و پریشان گویی ها و گیج و منگی های احمد اسماعیل در گفتارو نوشتار بیانگر میزان علمیت و سواد اوست.! و چه خوب است که ما کلام حضرت صاحب الزمان را بار دیگر تکرار کنیم که در شأن نوشته های جعفر کذاب فرمود:

وأحاطت معرفتی بجمیع ما تضمنه على اختلاف ألفاظه وتکرر الخطإ فیه ولو تدبرته لوقفت على بعض ما وقفت علیه منه ( وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ* )

معرفت و شناخت من نسبت به همه آنچه در این کتاب نسبت به اختلاف الفاظش و خطاهای فراوان در آن احاطه دارد و اگر خودت هم در این کتاب تدبّر می نمودی، بعضی از آنچیزهایی که من بدان واقفم را می دانستی و خداوند که پروردگار عالمیان است را شکر.!

و حقیقتا بایستی خداوند را شکر نمود که ما بهمان سیرت و علتی دجال بصری را تکذیب می کنیم که امام زمان بهمان علت، جعفر کذاب را تکذیب نمود.!

بروج: سوال: آنچه که اتباع احمد اسماعیل در دفاع از امامشان بزبان می آورند این است که اگر احمد اسماعیل، در گفتارو نوشتار سهو و خطای بسیار دارد، امامان شیعه نیز در قرائت قرآن و بیان الفاظ خطا داشته اند و بلکه لغت عربی را «سهک» یعنی یک امر ناخوشایند و بی ارزش می دانستند.! آیا این ادعا صحیح است؟

بدیهیست که این ادعا غلط و گوینده اینچنین تهمتی به اهل بیت قطعا از اهل بدعت است.! امامان شیعه افصح الناس بوده اند و از معجزه کلام ایشان است که درّ و گوهری همانند نهج البلاغه پیش از آن که محل رجوع دین شناسان باشد، محل رجوع لغت شناسان است.!

عن الصادق علیه‌السلام ، أنّه قال : نحن قوم فصحاء ، فإذا رویتم الأخبار عنا فاعربوها

از امام صادق روایت است که فرمود: ما اهل بیت، فصاحت کلام داریم! پس وقتی اخبار ما را روایت می کنید، عربیّتش را رعایت کنید. (السرائر-ج۲-ص۱۵۵)

و این علی بن ابی طالب است که به اعتراف مخالف و موالی، گذاری علم نحو بعد از اسلام است و شاگردان او همانند ابو الأسود الدوئلی در مکتب حضرت امیر توانستند قُلَل علم لغت عرب و علم نحو را با علوم علوی فتح نمایند. همانطور که قلقشندی عامی درباره علم نحو می نویسد:

أول من وضع النحو أبو الأسود الدوئلی ، بأمر أمیر المؤمنین علیّ بن أبی طالب ـ کرم الله وجهه وهو أول من نقّط المصاحف النقط الأول على الاعراب.

اولین کسی که علم نحو را بنیان گذاری نمود ابو الاسود دوئلی آنهم به دستور امیرالمومنین بود و او اولین کسی بود که قرآن را نقطه گذاری نمود.

واین صحابی با وفای امام رضاء و شاگرد او یعنی ابا صلت هروی است که در حق امام رضا می فرماید:

عن أبی الصلت الهروی قال : کان الرضا علیه السلام یکلّم الناس بلغاتهم ، وکان أفصح الناس وأعلمهم بکلّ لسان ولغه

همانا امام رضا با مردم به زبان گفتاری خودشان صحبت می نمود و فصیح ترین انسان ها بود واو اعلم همه مردم بر همه زبان ها و گفتارها بود. (عیون اخبار الرضاء-شیخ صدوق باب معرفته علیه السلام بجمیع اللغات).

و این زینب کبری است که علیرغم اینکه معصوم نیست و بلکه از اهل بیتِ اهل بیت است، در مجلس ابن زیاد و بعد از آنهمه رنج و زحمت و اذیت و مصیبت، و در بین دشنه و دشنام دشمن بقدری بلیغ و فصیح و جمیل و عجیب سخنوری می کند که دشمن او یعنی ابن زیاد ناخوددانسته می گوید:

هذه سجاعه، ولعمری لقد کان أبوها سجاعاً شاعراً

این سجع گویی است!! به جانم قسم که پدر او نیز سخنور و شاعر بود.! (ارشاد-شیخ مفید-ج۲-ص۱۱۶).

و این امام باقر است که راوی گوید: روزی به خانه امام باقر رفتیم و نزدیکی خانه دیدیم کسی به زبان عبرانی مطالبی گفته و اشک می ریزد! فَدَخَلنا عَلَیهِ وسَأَلنا عَن قارِئِهِ فَقالَ : ذَکَرتُ مُناجاهَ إیلِیا فَبَکَیتُ مِن ذلِکَ

پس داخل شدیم و سوال کردیم: «چه کسی عبرانی می خواند» پس امام فرمود: «مناجات ایلیا را تکرار می نمودم که گریه ام گرفت!» (مناقب آل ابی طالب-ابن شهرآشوب-ج۴-ص۱۹۵)

و این احمد بن قابوس است که گوید روزی تعدادی از ایرانیان نزد امام صادق آمدند و هنگام اخذ حکم گفتند: «ما عربی نمی فهمیم» پس امام فرمود: فَقالَ لَهُم : «هر که درم اندوزد جزایش دوزخ باشد» -بزبان فارسی-. (الخرائج-ج۲-ص۷۵۳٫)

پس امامان معصومین علیهم السلام نه تنها عربی را در اوج بلاغت و صحت ادا می نمودند، بلکه بر لغات دیگر نیز احاطه مطلق داشتند و این اتهام این جماعت تازه متولد شده و این فرقه نوظهور در ضدیت تمام و کمال با روایات اهل بیت است.!

بروج: سوال: پس دلیل روایی آنها برای ادعایشان چیست؟

تنها اخباری که ایشان ابراز می دارند بر این منوال است که مرحوم نوری در مستدرک آورده است:

عن حویزه بن أسماء قال : قلت لأبی عبد الله ( علیه السلام ) : انک رجل لک فضل ، لو نظرت فی هذه العربیه فقال : « لا حاجه لی فی سهککم هذا ».

حویزه گوید: «به امام صادق گفتم شما آدم با فضیلتی هستید؛ اگر دقتی بکنید بر عربیه » پس فرمود: «من احتیاجی به این مطالب بی ارزش ندارم!»

عن محمّد بن مسلم قال : قرأ أبو عبد الله ( علیه السلام ) ولقد نادینا ، نوحا قلت : نوح! ثم قلت : جعلت فداک لو نظرت فی هذا أعنی العربیه ، فقال : « دعنی من سهککم ».

محمد بن مسلم گوید: امام صادق آیه را اینچنین خواند: «لقد نادینا نوحاً»گفتم: فدایت شوم،  نوحٌ؛ اگر از بابت زبان عربی ببینی! پس فرمود: مرا از این سخنان بی ارزش دور بدار!

مستدرک الوسائل-ج۴-ص۲۷۹

و لکن وقتی به کتاب مستدرک الوسائل رجوع می کنیم، می بینیم که مرحوم نوری نوشته است: أحمد بن محمّد السیاری فی التنزیل والتحریف:… لو نظرت فی هذه العربیه فقال : « لا حاجه لی فی سهککم هذا ».

یعنی تنها آورنده این اخبار، شخصی بنام احمد بن محمد السیاری است. کسی که اجماع امت شیعه بر تکذیب و تضعیف او و عدم قبول روایات اوست چرا که وی از جمله افرادی است که به نص علماء و شاهدین و محققین، روایات دروغین فراوانی به اهل بیت منتسب نموده و در نقل اخبار و روایات بهیچ عنوان قابل اعتماد نبوده و از طرفی فاسد العقیده و قبیح المذهب است.

شیخ طوسی در حق اخبار روایت شده از احمد السیاری می نویسد:

فهذا خبر ضعیف وراویه السیاری وقال أبو جعفر بن بابویه رحمه الله فی فهرسته حین ذکر کتاب النوادر استثنى منه ما رواه السیاری وقال لا أعمل به ولا أفتى به لضعفه.

پس خبر ضعیف است و راویش سیاری است؛ ابو جعفر بن بابویه(شیخ صدوق) رحمه الله در فهرستش زمانی که کتاب نوادر و روّات استثناء شده را ذکر می کند، روایات سیاری را نیز استثناء نموده و می گوید: بخاطر ضعف سیاری نه بروایاتش عمل نموده و نه بر حسب آن فتوی می دهم! (الاستبصار-ج۱-ص۲۳۷٫)

و نیز خود شیخ الطائفه در حق او گوید:

یعرف بـ (السیّاری) ضعیف الحدیث، فاسد المذهب، مجفو الروایه، کثیر المراسیل.

و نقل است از ابن الغضائری که در حق احمد السیاری گفته است:

أبو عبد اللَّه القمی المعروف بالسیاری ضعیف متهالک غال محرّف استثنى شیوخ القمیین روایته من کتاب نوادر الحکمه وحکى محمد بن علی بن محبوب فی کتاب النوادر المصنفه أنه قال بالتناسخ.!

و از طرفی کتابی که بدان استناد نموده اند در اثبات تحریف نصوص و قرائات قرآن کریم نوشته شده است: «التنزیل و التحریف».

پس تنها منبع و مصدر جماعت احمد اسماعیل برای نادیده گرفتن روایات متواتره مبنی بر علم اهل بیت بر همه لغات و فصیح الکلام بودنشان، کتابیست در اثبات نقصان قرآن که توسط یک فرد ضال و ضعیف و فاسد نوشته شده است.!!

از اینرو دیده می شود که ادله این جماعت نیز لایق همان احمد اسماعیل است.! اتفاقا باید خداوند را شکر نمود که اتباع مدعیان دروغین برای فرار از احادیث صحیحه و متواتره آل محمد به اخبار افراد فاسد و دروغگو پناه آورده اند.! که اگر چنین نکنند چه باید کنند؟؟

و الحمدلله رب العالمین

بروج: با تشکر از شما استاد گرامی که وقت خود را در اختیار ما قرار دادید.

 

استفاده و نشر این گفتگو با درج لینک بروج بلامانع است

درباره نویسنده

4مطلب نوشته است .

One Comment on “گفتگوی علمی بروج با جناب آقای اکبر بیرامی”

  • Naeb wrote on ۲۸ دی, ۱۳۹۵, ۱۰:۳۶

    سلام علیکم و رحمه الله.
    خداوند امثال استاد بیرامی حفظ الله را برای شیعیان نگه دارد و جزای خیر دهد.
    کتاب ایشان در ردیه بر احمد الکاطع بسیار عالی است.

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

تمام حقوق این سایت برای © 2019 گروه فرهنگی بروج. محفوظ است.
قدرت گرفته از وردپرس فارسی